بابک تبربزلی/دی/آستمال آیین فراموش شده

 

آستامال، آیین فراموش شده

                 بعد از چند روز٬ از سفر به روستای آستامال ورزقان برگشتیم. آستامال پناه برده در میان کوههای مرتفع و صعب العبور پوشیده از برف ... سوژه ای بود که بعد از مدتها پس و پیش کردن طرح ها و سوژههای متفاوت خودش اتفاق افتاد. در سفر اولی که بعد از تحقیقات مقدماتی برای آشنایی با بافت روستا و منطقه انجام دادم. به علت بسته بودن راه در شهر ورزقان متوقف ماندم و به تبریز برگشتم در تبریز مجری طرح پیشنهاد داد که به یکی از روستاهای اطراف اهر سفر کنیم من با آنکه هیچ شناختی از روستای پیشنهاد شده نداشتم ولی با اعتقاد به حسی درونی که روستای پیشنهادی روستایی دم دستی است لجوجانه به سفر به آستامال اسرار کردم. وقتی از جاده ورزقان خاروانا به جاده خاکی و یخ زده روستای آستامال پیچیدیم و در همان کیلومترهای اول مجبور شدیم یکی از ماشین ها را با سرنشین هایش به علت نداشتن زنجیر چرخ رها کنیم به این باور خودم بیشتر معتقد شدم که پا به سرزمینی ناشناخته می گذارم . در طول مسیر مجبور شدیم بارها از اتومبیل پیاده شویم. ماشین را حل بدهیم و از سنگ یخ زده به عنوان ابزاری برای تعمیر زنجیر چرخ استفاده کنیم تا ۴ ساعت بعد ۲۰ کیلومتر جلوتر هم نرفته بودیم که از ماشین جلویی عقب افتادیم و توی یکی از سربالایی های نفس گیر ماشین خراب شد و نه جلو رفت و نه عقب برگشت. هوا تاریک میشد و جاده متروک و رها شده، سردتر و خوف انگیزتر. با هم شوخی میکردیم و هر کسی معلومات خودش را نسبت به گرگ و خرس و نحوه انتخاب و حمله به شکار بیان میکرد... ! البته جمیع نظرات بر این بود که در صورت حمله حیوانات وحشی کسی جان سالم به در نخواهد برد. از ماشین جلویی هم خبری نداشتیم ...بعد از چندین ساعت نور چراغهای یک اتومبیل در جاده نمایان شد. آقای فرهنگ رییس شورای روستا به همراه تعدادی از اهالی روستا به کمک مان آمده بودند. شب به روستا رسیدیم وقتی که وارد مسجد شدم زیبایی و بدویت مراسم عزاداری یک لحظه مرا مبهوت کرد...  تا ساعت ۴ صبح اعضای گروه بیدار بودند و مشغول آماده سازی تجهیزات و نقل حکایت. بیشتر از دو سه ساعت نخوابیدیم. صبح صبحانه را مهمان یکی از اهالی روستا بودیم که جایتان خالی سنگ تمام گذاشته بودند. و بعد از حیاط همان خانه مشغول تصویربرداری شدیم. مراسم سینه زنی و زنجیر زنی و ... ۴ روز کار مداوم ضبط مراسم و آیین های عزاداری و زندگی مردم روستا، تصویر برداری بافت دست نخورده و طبیعت زیبای روستا و ... خط و ربط قصه فیلم مستند آستامال را در خلال زندگی و کار در روستای آستامال طراحی کردم. و هر چیزی را فکر می کردم که به زیبائی و روانی روایتم کمک میرساند به قاب بستم. با آنکه شتابزدگی و فشردگی کار در خیلی از قسمتها باعث افت کیفی کار شده است ولی فکر می کنم که در نهایت فیلم مستند آستامال خاطره و تجربه خوبی در کارنامه فیلمسازی من خواهد بود.

               مستند آستامال/ آیین فراموش شده٬ برای من یک پروژه قوم نگارانه با رویکرد فورمی است. فورمی که رگه هایی از سورئالیسم متاثر از آثار دکتر غلامحسین ساعدی را در آن کشف کرده ام. من در راشهایم دریچه های بسته و پیرمردان و پیرزنانی را که از آن دریچه های کوچک به کوچه می نگرند و همچنین پاپاخ سگ اربابی عزاداران بیل را به تصویر کشیدیم. و صدای زنگوله موتیف ذهنی من برای پراخت موسیقی این فیلم مستند است.

آستمال٬آیین فراموش شده

           تحقیق٬ فیلمنامه٬ کارگردانی: بابک مینقی/ تصویربرداران: سعید علیزاده٬ مهدی شیرین/ صدابردار: حسن سلمانی/ مدیر تولید: هوشنگ صوفیانی/ مشاور هنری: ناصر صادقی/ راهنما: فرامرز پور حسین/ مجری طرح: علیرضا محمودی٬ آرت فیلم.کارگاه تجربی هنر/ تدوین و صدا گذاری: مهدی شیرین/ دستیار تصویر: امید ابراهیمی/ دستیار صدا: توحید آتشی/ دستیار تدوین: بهرام حاجی ابولو/ گروه تولید: سالار خبرت/ عکاس: فرزانه مینقی/تصویربردار پشت صحنه: رضایی/ تدارکات: علیرضا صدفی/محصول: آرت فیلم. کارگاه تجربی هنر و خانواده فیلم، ٬DV.Camتبریز زمستان ۱۳۸۷

و با تشکر از:

حجه الاسلام عزت الله تقی زاده

شورای اسلامی روستای آستمال٬ رحیم دهقانی٬ فرهنگ نجاری٬ جمشید حسن زاده

دهیاری آستمال٬ حسین امانی

مهدی اعظمی٬ اسماعیل رشتبریان٬ بهبود زارعیان٬ محمد پورطهماسب٬ ارسلان عبدالهی٬ سیامک امانی٬ نادر میرزا محمدی٬ اسمعلی دهقانی٬ رحمان دهقانی٬ علی قربان وطن٬ حسن عباسی٬ ابراهیم طهماسب زاده و تمامی اهالی محترم روستای آستمال و خانواده شهید پورپناه.

مرکز مخابرات روستای آستمال

پایگاه مقاومت خاتم انبیاء آستمال

هیئت امنای مسجد جامع آستمال

احمد احمدیان(خادم مسجد)

هیئت عزا داران علمدار کربلا آستمال

هیئت عزاداران ابا عبدا... حسن آستمال

هیئت عزاداران حضرت ابوالفضل العباس آستمال

هیئت عزاداران زینبیه آستمال

ستوان دوم حسین قلی پور

فرماندهی پاسگاه انتظامی خاروانا

و همچنین آقایان فرهود بحری کرمی و یعقوب جدیری که حمایت هایشان در انجمن فیلم استان مشوق ما برای آغاز تصویربرداری این فیلم مستند بود. همچنین دوستان عزیرمان حسین حاجی محمدی٬ بهمن ارک٬ یوسف انصاری و .

/ 0 نظر / 6 بازدید