معدن آستامال

 زمین شناسى اقتصادى  

نویسنده : ناصرخوئی- منصورقربانی- پیمان تاجبخش
تاریخ نشر : اسفند 1378

عنوان فصل : فصل ششم-کانسار مس در زون سبلان (ناحیه اهر) عنوان زیر فصل : 3-6-آستامال

1-3-6-موقعیت جغرافیایی

روستای آستامال در 70 کیلومتری شمال تبریز و 25 کیلومتری شمال خاوری خرانق قرار دارد. ناحیه ای است کوهستانی با دامنه های پرشیب و دره های ژرف. بلندای قله آن بنام قره گوزای، 2600 متر است. رودخانه آستامال بزرگترین رودخانه ناحیه است که روندی خاوری باختری دارد.

بهره بردرای از نشانه های قدیمی مس آن، ریشه در تاریخ بسیار دور این ناحیه دارد. دو کنده کاری قدیمی، در شمال باختری روستای آستامال به فاصله یک کیلومتر از یکدیگر و نیز معدن گوپران در 3 کیلومتری شمال باختری دهکده می تواند نشان دهنده پرمایگی این ناحیه از مس باشد، که خود انگیزه ای برای کارهای اکتشافی شد. در این کار های قدیمی، کربناتهای مس همراه با مقادیری اندک از کالکوپیریت، پیریت کانی سازی ملموس است که درون آهکی تکتونیزه پدید آمده اند.

دگرسانی گوناگون و متنوع همراه با لیمونیتی شدن گسترده انگیزه بررسی های ژئوشیمیایی در ناحیه شد. در برنامه اکتشاف تفصیلی نواحی شمال آذربایجان، در بازدید ملاک پور و لاهوزن نمونه گیری های مقدماتی انجام و استعداد ناحیه از باروری مس اعلام شد. شرکت ملی صنایع مس ایران در سال 1356، بررسی های ژئوشیمیایی مس را در این نقطه آغاز کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی پژوهشهای زمین شناسی، اکتشافی چکشی و ژئوشیمی در این ناحیه توسط گروه مهندسین مشاور کانساران انجام و پیشنهادهایی برای کارهای آینده ارائه شد. گمانه زنی بر روی نقاط امیدبخش، فرجامی دلگرم کننده نداشت. آقای پروفسور گریگوریان با همکاری چند ژئوشیمیست پژوهشهای ژئوشیمیایی را در ناحیه دنبال کردند و سرانجام بی مایه بودن ناحیه کار شده را از انباشتگی های فلزی اعلام کردند.

2-3-6-زمین شناسی

بر پایه یافته های نقشه چهارگوش تبریز(جمشیدافتخارنژاد) کهنترین سنگهای ناحیه فراگیر آستامال، سنگهای رسوبی-ولکانیک کرتاسه است. بخش زیرین کرتاسه از سنگهای رسوبی است و در بخش پایانی آن نهشته های ولکانوسدیمنتر بر جای گذاشته است. بخش زیرین بر دو واحد یکی Km1 با تناوبی از مارن و ماسه سنگ با میان لایه هایی از آهک مارنی با رنگ سبز زیتونی و گاه خاکستری رنگ، که دایک هایی نیز آنرا قطع می کند. و دیگری واحد KS با لایه های آهک نازک و متوسط لایه، تقسیم شده است. نیاز به یادآوری است که این دو واحد هم زمانند و توده های نفوذی نظام آنها را گسیخته اند. بخش پایانی کرتاسه از نهشته های ولکانوسدیمنتر پدید آمده است که وابستگی آنها به کرتاسه پسین، با استناد فسیلهای یافت شده در آنجا انجام شده است (گزارش نقشه تبریز هنوز منتشر نشده است. آنچه در این باره گفته آمد مذاکرات شخصی با آقای دکتر افتخارنژاد می باشد.)

الف-پالئوسن

پس ازکرتاسه، وجود کنگلومرایی قاعده بر روی نهشته های ولکانوسدیمنتر، در آستامال نشانی است از پسروی دریا که همزمان با آن در نواحی اهر تکاپوهای آتش فشانی زیردریایی، بدون واسطه دنبال می شود. در آستامال بخش ولکانیکی پالئوسن را می توان دید حال آنکه در شمال خاوری نقشه تبریز-پلدشت بخش اصلی آن رخنمون دارد. که بر رخساره ماسه سنگی آن فسیل های نومولیت فراوان دیده می شود. ولکانیتهای پالئوسن ترکیب آندزیتی دارند و گاه روانه های بالشی درست می کنند.

ب- ائوسن

پس از یک دوره ولکانیزم پرتکاپوی پالئوسن، ائوسن، نخست خویشتن را با فازی رسوبی می نمایاند و نهشته هایی چون ماسه سنگ شیل، مارن، آهک و فلیش برجای می گذارد که گاه فسیلدارند. در میانه دوره پرتکاپوی ائوسن، ولکانیزم آغاز می شود و بر نهشته گذاری رسوبی چیره می گردد و پیروکلاستیک ها، آندزیتها، داسیت ها و برش های ولکانیکی را می سازد. در پایان ائوسن نهشته گذاری ماسه سنگ، مارن و آهک نشان از فروکش کردن این تکاپوها دارد.

نقشه زمین شناسی تبریز، ائوسن را به چند واحد بخش کرده است.

EOP: پیروکلاستیک ها و گدازه ها با ستبرای 100 تا 150 متر

EOL: روانهای گدازه ای با ترکیب آندزیتی با ستبرای 500 تا 700 متر

EOQ: با پیروکلاستیک آغاز و با توف پایان می پذیرد. گاه تا 1000 متر ستبرا دارد.

در الیگوسن نهشته  گذاری در این نواحی از آذربایجان انجام نگرفته است.

که این می تواند پیش آهنگ رخداد بزرگ زمین ساختی (پیرنه) باشد. پس از آن است که فاز بزرگ ماگماتیزم چهره می نماید، ناحیه را بهم می ریزد. به نهشته گذاری دریایی پایان می دهد و رژیم خشکی آغاز می شود. انباشته های سنگی دیگر ولکانیزم دریایی نیستند، بلکه نخست ولکانوسدیمنترند و سپس ولکانیزم همراه با پلوتونیزم.

3-3-6-ماگماتیزم

در ناحیه نفوذیهای بزرگ گوناگون گه گاه همراه با نیمه ژرفها و ولکانیت ها در بیشتر نقاط چهره منطقه را پوشانده اند و لیتولوژی چیره را پدید می آورند. ماگماتیزم ناحیه خود بر نواری نشسته است که در شمال غرب، از قفقاز کوچک آغاز می شود و تا زنجان ادامه می یابد. این نوار که بیشتر، به گامه کوهزایی الیگوسن وابسته است. به موازات خویش نوارهای دگرسانی را همراهی می کند. گرانیت پربار اردوبار نمونه ای است از این پلوتونیزم که د ر همبریش با آهکهای کرتاسه دگرگونی شدید پدید آورده است.

درباره ساختمان ناحیه می توان گفت که از کرتاسه تا الیگوسن بر این ناحیه محیطی ناآرام فرمانروایی کرده است و بطور متناوب در آن رسوبهای گوناگونی با سرشت دریایی، خشکی، ولکانیکی و ولکانوسدیمنتری گذاشته می شده است که نفوذی هایی نیز بدان حمله شود می شده اند. بیشتر این رخدادها در  مقیاس ناحیه ای بزرگ عمل می کرده اند.

نهشته گذاری های رسوبی وولکانوسدیمنتری با روند خاوری-باختری خویشتن را به مانند یک ناودیس می نمایانند که با گسله های گوناگون گسیخته شده اند. بیشتر گسله های ناحیه روند شمال باختری-جنوب خاوری و شمال خاوری-جنوب باختری دارند. گمان می رود که گسله ها در راهنمایی محلولهای گرمابی نقش داشته باشند. چرا که به دور آن دگرسانی شتاب می گیرد.

 

 

/ 0 نظر / 14 بازدید