نوروز در ادب فارسی پدیدآورنده: فاطمه و مائده کارجو

رستاخیز طبیعت به شیدایی بهار است، اگر نگاه شوخ گل و ناله بلبل به هم پیوند می خورد؛ از نسیم بهار است، اگر گل ها زیباییِ عریان خویش را به دیده تماشاگران هدیه می کنند؛ حاصل مستی بهار است، اگر چکاوک با موسیقی رود، سرود سبز زیستن می سراید.   رستاخیز طبیعت

به شیدایی بهار است، اگر نگاه شوخ گل و ناله بلبل به هم پیوند می خورد؛ از نسیم بهار است، اگر گل ها زیباییِ عریان خویش را به دیده تماشاگران هدیه می کنند؛ حاصل مستی بهار است، اگر چکاوک با موسیقی رود، سرود سبز زیستن می سراید.

چه زیباست در این رستاخیز طبیعت، نقش بندهای قشنگ نقاش آفرینش را با تأملی ژرف بنگریم و در زایش بی امان زمین و دگرگونی مقتدرانه زمان، دگرگونی درونی خویش را از خالق نوروز آرزو کنیم.

پلی به فردا

بهار، قطع نامه ای است که علیه سردی و خشونت، انجماد و خواب، سکون و سکوت و رخوت و یخ زدگی صادر می شود. پلک بسته سبزه ها باز می شود. خاک خمیازه می کشد و گل به تبسم و خنده می ایستد. بهار که می آید صولت زمستان می شکند و ناز و تنعم خزان پیش پای باد فرو می ریزد. آب ها در سفر طولانی خویش، شکفتن را در گوش درختان زمزمه می کنند. در قیامت شگفت خاک، رازهای پنهان زمین آشکار می شود و گل ها و شکوفه های لرزان به پای می ایستند تا من و تو، پلی به فردای ناگزیر ببندیم تا غبار برانگیخته دیروز و امروز، فردا را از ما نگیرد.

فرصت ها را غنیمت شماریم

اینک 365 روز، فرصت شکوه مند را پشت سر نهاده ایم، و روزهایی که هرکدام می توانند یک قرن شکفتن و بالیدن همراه داشته باشند، پیش روی ماست. چه کسی می گوید همه روزها و لحظه ها برابرند؟ گاه یک لحظه ما، ارج و عظمت یک قرن را می یابد و گاه یک قرن زیستن، به یک لحظه نمی ارزد. مگر نیستند آنان که شبی را آن سان می گذرانند که از هزار ماه برتر و والاتر است. اینک سالی نو، با روزهایی سبز، با لحظه هایی که می توانند پیک بهارانی بزرگ، فرداهایی شورانگیز و آینده هایی آینه رنگ باشند، پیش روی ماست. پس فرصت ها را غنیمت شماریم.

طرح دوستی با خود و خدا

همواره گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست. اگر اوّلین روز سال، با خودمان آشتی کنیم و با خدا طرح دوستی استوارتر بریزیم و با دیگران نیکوتر شویم، سال نیکویی را آغاز کرده ایم، و اگر جز این چهار فصل، زندگی را زمستانی و خزان زده پسندیده ایم، بیاییم بهار را در خویش جشن بگیریم و آن گاه لبخند بزنیم که ستاره لبخند بر آسمان چهره دیگران بدرخشد.

تقاضای سبز شدن

نوروز، حکایت نو شدن و نوخاستن است، حکایت بهار، حکایتِ سر زدن حیات پس از مرگ زمستانی و حکایتِ سبز سرسبز شدن و سبز ماندن؛ نوروز، سرفصل کتاب سبز آفرینش است که در هر سال با تجدید مطلع خود، شور حیات را در گوش جان هستی با ترنمی دل نشین می نوازد؛ نوروز آغاز است، آغاز بهار و آغاز حیات. آغازی که درختان با زبانی سبز و بانگی بلند آن را اعلام می کنند؛ نوروز، برهان رستاخیز است و مجالی برای بازگشت و رجعت به اصل شکفتن و سبز برخاستن؛ نوروز، تقاضای سبز شدن است که: «یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.»

آبشار مهر

نوروز، فرصت آشتی انسان هاست با طبیعت، پس از چشیدن سوز زمستان؛ روزی است که ما در آن زبان به هم دلی می گشاییم؛ فرصت زُدودن کینه ها از سینه هاست؛ زمان تابش آفتاب مهربانی بر سرزمین قلب های مردمان است؛ هنگام تداعی پاکی و طهارت در ذهن زمین و زمان است؛ و آبشار مهری است که باید در جانمان سرازیر شود و در دستمال جاری.

نوروز، نشان ملیّت و پذیرفته شده مذهب

عید نوروز، عیدی ملّی و باستانی است که هم زمان با نخستین روز از اوّلین ماه شمسی برگزار می شود. این روز، ریشه در آیین ها و سنت های کهن ایرانیان دارد و از قدیمی ترین دوران تاریخی این مرز و بوم، تا کنون پاینده و پایدار مانده است. بی شک، در میان همه عیدها و آیین های قومی و مذهبی، نمی توان رویدادی را به مانند نوروز، جست وجو کرد که هم پذیرفته شده مذهب باشد و هم نشان ملیّت. از این روست که این عید در میان ایرانیان که آموزه های دینی را باور دارند و به سنت های ملّی وفادار بوده اند، ارزشی ماندگار یافته است.

روز بزرگ امید

آغاز سال، همیشه با امیدها و آرزوهای فراوان همراه بوده و لحظه وا نهادن غم ها و رنج هاست؛ بنابراین، شروع سال نو و آمدن بهار و تحولی که در طبیعت ایجاد می شود، انسان را به آینده ای دگرگون، دل بسته می سازد که سرشار از امید به زندگی است و از این روست که آن را نوروز، روز نیک بختی و روز بزرگ امید نامیده اند.

نوروز جشنی دیرینه

بی تردید، سنت های ملی و آداب و رسوم قومی، ریشه در باورها و اعتقادهای مردم دارند و طبعا نیاکان ما، نوروز را به همین دلیل، در هاله ای از تقدس، فال نیک، فرخندگی و نیک روزی قرار داده اند، و برای توجیه تقدس و خجستگی آن، داستان ها و افسانه ها ساخته اند. از مجموع این داستان ها می توان به دیرینگی نوروز، اهمیت و خجستگی آن پی برد و نقش آن را در تعمیم عدالت، مهربانی، دستگیری از ناتوانان و رفع دشمنی ها و زشتی ها باز شناخت.

پیدایی نوروز

در بیشتر نوشته ها درباره جشن نوروز، پیدایی این عید را به «جمشید» پادشاه هخامنشیان نسبت داده اند؛ بدین صورت که «جم» پادشاه آن زمان، پس از در نوردیدن سرزمین های بسیار، وقتی که به آذربایجان رسید، دستور داد تخت جواهر نشانی را بر مکان بلندی به سمت مشرق بگذارند و خود نیز تاج جواهر نشانی را بر سر گذاشت و بر آن تخت نشست. همین که پرتو خورشید بر تاج افتاد، شعاعی در نهایت روشنایی به وجود آمد، مردم شاد شده و گفتند: امروز، روز «نو» است و به این دلیل که به زبان پهلوی، شعاع نور را «شید» می گفتند، از آن روز این کلمه را بر نام جم افزودند و او را «جمشید» نامیدند و جشن بزرگی برپا کردند.

ماندگاری و استمرار نوروز

همواره در طول تاریخ، مردمان به جشن نوروز توجه می کرده اند. حوادث روزگار، اگرچه گهگاه آن را از شور و گرمی می انداخته، اما هرگز به فراموشی سپردن آن نینجامیده است. در میان جشن های ملی ایران: نوروز، مهرگان و سَده از دیگر جشن ها پر رونق تر بوده است ؛ اما به تدریج، مهرگان و سده، در میان ایرانیان رونق خود را از دست داد. این جشن ها در دوران پس از اسلام، نه تنها عمومیت و آوازه نوروز را نیافت، بلکه رفته رفته کم رنگ تر شد و تدریجا برخی از آداب آن ها در نوروز حل شد و خود نیز عملاً منحل شده اند. تنها نوروز توانست، هم چنان عید بزرگ ایرانیان به جا بماند و حتی به دلیل بعضی از رسوم متناسب با آداب اسلامی، نوعی تقدس و اهمیت نیز بیابد.

معنای لغوی عید

«عید» از ریشه «عاد یَعود» و به معنای بازگشت است. هم عیدهایی که بشر در تاریخ خود ثبت کرده، در این خصوصیت مشترکند؛ از اعیاد کهن گرفته تا عیدهای ملی و مذهبی، همه حکایت از واقعه ای خاص و شایان توجه دارند؛ واقعه ای ارزش مند که انسان ها از یادآوری آن به وجد می آمده اند و لذت می برده اند.

عید نوروز نیز از سنت ها و باورهای کهن ایرانیان و فصل شور و شادی و شعف آنان بوده است.

معنای اصطلاحی عید

اگرچه «عید» به جشن سالانه ای گفته می شود که هرسال با بازگشت خود، سرور و نشاط را به قوم، نژاد یا ملتی باز می گرداند، معنای ژرف تر آن، بازگشت انسان به ریشه آسمانی خویش و رجعت روحی و معنوی به مبدئی است که او را آفریده و از او پیمان گرفته است تا شأن بندگی و اطاعت را رعایت کند. آداب مذهبی و معنوی، همانند غسل و نماز و روزه مستحبی نوروز، به همین امر توجه می دهد که عید را فرصتی برای غفلت از خدا و غرق شدن در بازی های دنیا نپنداریم؛ چه آن که جشن حقیقی انسان، زمانی است که بتواند شیطان را از حریم خویش براند و به گونه درونی و معنوی به سوی خدای خویش بازگردد.

نماد هویت یک ملّت

عیدها و جشن ها، افتخار ملی هر قوم و سرزمین، و نشان ساختار و پیشینه فرهنگی و تمدن آنان است. اعیادی که از نظر دیرینگی تاریخی و مذهبی ریشه دار بوده و در طول زمان با اعتقادها و آداب و رسوم ملت ها در هم آمیخته، جلوه و جایگاه ویژه ای دارند و بی آن هیچ ملتی هویت واقعی ندارد و به بیگانگی از خود دچار خواهد شد. عید نوروز از این جهت که اعتقادها و باورهای مذهبی و سنن کهن ملی، در آن به هم آمیخته، اهمیتی گسترده یافته است.

عامل هم بستگی احساسات ملی

عید نوروز و دیگر جشن های ملی و میهنی، جدای از تربیت های اوّلیه اجتماعی و سیاسی، هم بستگی احساسات ملی را هدف قرار می دهند. ویژگی نمادین این جشن ها، برخاستن از روح هم بسته عواطف ملی و هم دلی همه مردمان است. عید نوروز، تصویری روشن از فرهنگ ملی و مذهبی ایرانیان و عامل مهمی در هم بستگی احساسات آنان می نماید.

نوروز عمومی ترین و دیرپاترین جشن مردم ایران

«نوروز» که به نام ها و اوصاف بسیار، چون: عید نوروز، جشن فروردین، نوروز جمشیدی، نوروز سلطانی و نوروز جلالی مشهور شده، مهم ترین، عمومی ترین و دیرپاترین جشن ملی مردم ایران است. این جشن، قرن های متمادی است که توجه مردم کشور ما و سرزمین هایی را که با ما دیرینه فرهنگی مشترکی دارند، به خود جلب کرده است.

نوروز، عمومی ترین جشن ملی ایرانیان هم هست؛ زیرا مرزی نمی شناسد و از هر دیواری در ایران زمین وارد می شود و تمام اقوام، مذاهب و گروه های فکری و عقیدتی را که در این مرز و بوم مقدس زندگی می کنند یک سال شادمان می کند .

اسلام و آداب و رسوم پیشینیان

منطق فرهنگ غنی اسلام، منطق خردورزی، گفت وگو و داد و ستد با آداب و رسوم و فرهنگ های گذشته و هم عصر خود است، و تا با سنتی غیر اخلاقی و غیر عقلانی رو در روی نگردد، سنت ها را در دل خود جای می دهد و آن ها را به رنگ الهی در می آورد. عید نوروز نیز از آن جا که سنتی دیرپا و هماهنگ با عقل سلیم انسانی بود، نه تنها مهر تأیید اسلام را گرفت، بلکه بر آداب وسنت های پسندیده اسلامی آن نیز تأکید شد.

اسلام، نوروز را به رسمیت می شناساند

نوروز و آداب و رسوم آن، از سنت های باستانی ایرانی است. اسلام این سنت نیکو را با صبغه و رنگ دینی درآمیخت و دعاها و اعمال مستحب بسیار را در آن گنجاند ؛ در واقع اسلام، نوروز را به رسمیت شناخت و محتوای انسانی و معنوی به آن بخشید.

اسلام وا حترام به سنت های قومی

مرحوم دکتر زرین کوب، در کتاب کارنامه اسلام، درباره این که مسلمانان و حکومت اسلامی، آداب و رسوم هر منطقه را محترم می شمرد، آورده است: «ضمن این که حوزه وسیعی، تحت حکومت و شریعت اسلامی اداره می شد، سنت های هر محل تا آن جا که با شریعت سازگاری داشت، حفظ می شد و ادامه می یافت؛ در شام و مصر، سنت رومی و در عراق و فارس، سنت ساسانی. فرهنگ و آداب و رسوم خاص هر قوم تا آن جا که در تضاد با روح اسلام و توحید و یگانگی خدا نباشد، ملحوظ و محترم است».

روایات نوروز

بیشتر روایاتی که در کتاب های حدیث درباره نوروز آمده است، به نوعی به تأیید این واقعه و موقعیت تاریخی اشاره دارد. شاید مهم ترین و مفصل ترین روایتی که در تأیید نوروز مورد استفاده قرار می گیرد، روایتی است که «مُعلّی بن خُنیس» که یکی از یاران امام جعفر صادق علیه السلام بوده، از آن حضرت نقل کرده است. در این روایت به چندین واقعه بزرگ و مهم در نوروز اشاره شده و به گونه ای ضمنی، بر احترام به این روز سفارش شده است.

جایگاه نوروز در میان روزهای دیگر

«مُعلی بن خنیس»، از یاران امام صادق علیه السلام ، می گوید: در روز نوروز به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، حضرت فرمودند: «آیا این روز را می شناسی؟» گفتم: «فدای تو گردم، این روزی است که عجم آن را تعظیم می کند ود ر این روز هدیه ها برای یک دیگر می فرستند». سپس حضرت به توصیف نوروز پرداخته و فرمودند: «ای معلی! نوروز، روزی است که خداوند از بندگان خود عهد گرفت که او را به یگانگی بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و ایمان به پیامبران و امامان آورند. و آن روز، نخستین روز طلوع خورشید است و در این روز، گل ها و شکوفه های زمین آفریده شد.»

هم زمانی نوروز با بسیاری از رخدادهای تاریخی

یکی از دلایل ارجمندی نوروز، هم زمانی این روز با بسیار از رخدادهای تاریخ ساز و ارزشمند دینی است. در روایت معلّی بن خُنیس از امام صادق علیه السلام آمده است که نوروز، روز استقرار کشتی نوح بر کوه جودی، نزول جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، شکسته شدن بت های کعبه به دست ابراهیم علیه السلام و حضرت علی علیه السلام ، روز بیعت اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با علی علیه السلام به دلیل امیرمؤمنان شدنش و روز پیروزی ایشان بر اصحاب نهروان بوده است.

اعمال مستحبی عید نوروز

معلی بن خُنیس، در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که ایشان می فرمایند: «هنگام نوروز غسل کن و پاکیزه ترین لباست را بپوش و به خوش بوترین عطر، خود را معطر ساز و آن روز را روزه بدار.» از این روایت، مبارکی عید نوروز در فرهنگ دینی به روشنی مشخص می شود.

امیر مؤمنان شیرینی نوروز را پذیرفت

در فرهنگ اسلامی، بر تأیید نوروز، دلایل عقلی و نقلی بسیار آورده اند؛ از جمله آن که مقداری شیرینی، خدمت حضرت علی علیه السلام تقدیم کردند. حضرت از علت آن پرسیدند، در پاسخ گفتند: این شیرینی به سبب نوروز است. حضرت فرمودند که نوروز ما هر روز است و در نقلی دیگر فرموده اند که هر روز را برای ما نوروز قرار دهید. پذیرفتن شیرینی و شوخی آن حضرت که چون هر روز ما نوروز است پس برای ما شیرینی بیاورید، می تواند تأیید ضمن نوروز نیز پنداشته شود.

جنبه های آموزنده و مثبت نوروز

نوروز، هم گام با نسیم بهاری، رویش شکوفه ها، زنده شدن زمین و در کنار این همه، صله رحم، دید و بازدیدها، خانه تکانی و بهداشت و نظافت، فراهم آمدن زمینه آشتی ها و پیوندهاو مجموعه ای ازخوبی ها و نیکی هاست که هر خردمندی آن را می پسندد و تأیید می کند. بی شک اگر هیچ روایت و سند صریحی در تأیید و نکوداشت نوروز وجود نداشته باشد، توجه به جنبه های مثبت و آموزنده نوروز، این اطمینان را پدید می آورد که بزرگداشت نوروز را باید اسلام تأیید کند .

بهار، درس خداشناسی و نوروز آغاز بهار

بهار، درس خداشناسی و معاد و تحول و رشد و تکامل است. اگر انسان ها از این طبیعت زیبا، درس بیاموزند، در حقیقت اعتقاد به رستاخیز را آموخته اند. در این صورت باید سرآغاز چنان بعثتی را روز برتر و نوروز نامید و آن را جشن گرفت. اگر مراسم نوروزی بر این اساس پی ریزی گردد و انسان ها خود را با محتوای دعای آغاز سال که بیان کننده تحول و نغمه توحیدی است هم گام و هم گون سازند. چنین نوروزی سرشار از مبارکی و میمنت خواهد بود.

نوروز، فرصت مغتنم موحدان

آنان که طعم توحید را چشیده اند، در ایام دل انگیز و پرنشاط آغاز بهار، به پیروی از امامان، آیاتی از قرآن کریم هم چون آیه 190 سوره آل عمران را تلاوت کرده و مفاهیم آن را دراعماق جانشان دریافت می کنند که: «همانا در خلقت آسمان ها و زمین و آمد وشد شب و روز، نشانه هایی برای صاحبان اندیشه است.» هرگاه در مراسم نوروزی، به دنبال این چنین مفاهیم آموزنده و ارزنده ای باشیم، بی تردید حقیقت نوروز، این رستاخیز عظیم طبیعت را دریافته ایم.

حضور گسترده قرآن کریم در مراسم نوروز

از مهم ترین تحولاتی که فرهنگ اسلامی در آداب جشن نوروزی پدید آورده، حضور ثابت و گسترده قرآن کریم در این مراسم است؛ قرار گرفتن قرآن کریم بر سر سفره سال نو (هفت سین)، خواندن قرآن در ساعات متصل به لحظه تحویل سال، قرآن بوسی یکایک افراد گردآمده در اطراف سفره عید، قرار دادن پول در بین صفحات قرآن و هدیه دادن آن به دلیل تبرّک و برکت یافتن مال و دارایی افراد خانواده و...، همه نشانی از احترام و تقدس بخشی مردم، به این سنت باستانی است.

نمادهای تأثیر فرهنگ اسلامی در مراسم نوروز

بعد از ورود اسلام به ایران، مراسم نوروز تأثیر یافته از فرهنگ اسلامی، آداب ویژه ای یافت.

حضور قرآن بر سفره سال نو و قرائت آن در هنگام تحویل سال؛ اجتماع مردم در مساجد و زیارت گاه ها و نیایش های اسلامی به صورت دسته جمعی در هنگام تحویل سال؛ رفتن به دیدار سادات و علمای محل بعد از تحویل سال؛ صلحه رحم در نخستین روزهای سال نو؛ و بعضی دیگر از آداب و سنت های نوروز، الهام گرفته از فرهنگ غنی اسلامی است.

دیدار با دوستان و آشنایان

از آموزه های دینی درباره آداب نوروز، سنت حسنه دیدار با دوستان و آشنایان است. از موجبات گسترش دوستی و محبت و از عوامل توسعه مودت و دیگرخواهی در جامعه آن است که مرد م همدیگر را فراموش نکنند و گاه و بی گاه به دیدار هم بشتابند. بر این امر، در فرهنگ اسلامی سفارش بسیار شده و بر این عمل خداپسندانه و نیکو، پاداش هاو آثار فراوانی ذکر شده است؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند: «زیارت و ملاقات، دوستی و محبت را در دل می رویاند». و هم چنین فرموده اند: «دیدار برادران دینی، هم چون افطار و تهجد آخر شب، مایه فرج و شادمانی مؤمن است».

احسان و نیکوکاری

از سنت های نیکوی سال نو، احسان به مردمان و دستگیری از نیازمندان است. این امر، در میان آموزه های دینی، جایگاه ویژه ای به خود داده است. در قرآن کریم آمده است: احسان و خوبی کنید که خداوند محسنان و نیکوکاران را دوست دارد. ودر آیه ای دیگر آمده: ما به محسنان و مردمان نیکوکار پاداشی افزون خواهیم داد.

اسلام در شیوه های خاص خود در زمینه تعلیم و تربیت می کوشد که انسان ها را در یک سطح عالی از اندیشه و عمل قرار دهد. اسلام در عین حال که افراد توان مند جامعه را به احسان و نیکوکاری درباره دیگران ترغیب و تشویق می کند، مردمان فقیر و مستمند را نیز به عفت و بلندنظری و غنای نفس فرا می خواند.

صله رحم

از آداب نوروز، صله رحم و دیدار خویشاوندان و نزدیکان است، این سنت اسلامی که در مراسم نوروز جلوه خاصی یافته، در روایات اسلامی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است.از مجموعه آیات و روایاتی که به موضوع رسیدگی به خویشاوندان و صله رحم اشاره دارند، نتیجه می گیریم که احسان و خوبی به خویشاوندان، گاه به اندازه پرستش خدا واطاعت والدین، اجر و پاداش دارد و از اهمیتی برابر برخوردار است. ارتباط عاطفی با خویشاوندان نزدیک، کار مؤمنانی است که به مقام بلندی از ایمان دست یافته و از حساب سخت قیامت بیم دارند. مؤمنان واقعی، از بهترین اموال و دوست داشتنی ترین دارایی شان برای ارحام فقیر و مستمند خود، انفاق و احسان می کنند.

سال نو فرصتی برای تزکیه نفس

رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمه الله ، تحویل سال را آغازی برای دگرگونی درونی در خویش می دانست و فرموده است: «ما امیدواریم که ملت ما در این سال نو به طوری عمل بکند که سیره انبیا بوده است، به طوری عمل بکند که سیره اولیا بوده است و عمده این است که هواهای نفس از بین برود. انسان در طول عمر،: مبتلای به این هوای نفس است که محتاج به ریاضت است... من امیدوارم که ملت ایران و همه مسلمانان دنیا یک تحولی پیدا کنند در این سالن نو، که برای خداکار کنند، برای سلطه خودشان نباشد، برای هواهای نفسانی نباشد و خداوند ان شاءاللّه همه را توفیق بدهد که در راه خدای تبارک و تعالی مجاهدت کنند و ان شاءاللّه این روز بر همه مبارک باشد و خداوند همه مسلمین را با هم متفق کند در مقابل کفر جهانی».

سال نو، هنگام تحول

مقام معظم رهبری، در بیانی بلند، سال نو را فرصتی برای تحول درونی انسانی می خواند و می فرماید: «تحویل هر سال جدید شمسی که با نوعی تحول در عالم طبیعت مصادف می باشد، فرصتی است تا انسان به تحول درونی و اصلاح امور روحی و معنوی و فکری و مادی خود بپردازد. این دعای شریفی که به ما تعلیم داده اند تا در آغاز سال بخوانیم، درس همین تحول است. در این دعا از خدا درخواست می کنیم که درحال و وضعیت روحی و نفسانی ما، تحول و دگرگونی مبارکی را ایجاد کند. ایجاد تحول کار خداست. اما ما موظفیم که برای این تحول در درون و در زندگی خود و در جهان اقدام و تلاش کنیم.»

نوروز؛ یعنی هر روز نو و تأثیرگذار

مقام معظم رهبری، در تعبیری زیبا، نوروز را چنین معنا کرده اند: «نوروز؛ یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثه ای که اتفاق می افتد، آن را نو می کنید. روز بیست و دوم بهمن که ملت ایران، حادثه عظیمی را به کمک خدا تحقق بخشید، روز نویی، نوروز است. آن روزی که امام امت، قاطعانه به دهان مستکبر قلدر گردن کلفت دنیا؛ یعنی امریکا مشت کوبید، آن روز، روز نو و راه نویی بود. حادثه نویی بود که اتفاق می افتاد و افتاد. ما باید نوروز را نوروز کنیم. نوروز بر حسب طبیعت، نوروز است، جنبه انسانی قضیه هم به دست ماست که آن را نوروز کنیم.»

کارنامه

سالی دیگر هم به پایان رسید، با همه تلخی ها و شیرینی هایش، با همه فرازها و نشیب هایش، رنج ها و شادی هایش، ترس ها و امیدهایش. سال گذشته، برای عده ای سال رشد و پیشرفت و تکامل بود و برای عده ای دیگر، سال عقب گرد، یا در جا زدن و رکود بود. کسانی آبرو یافتند و کسانی آبرو باختند. کسانی عزیز شدند، و دیگرانی خوار و حقیر گشتند. ما در کجای زمان ایستاده ایم؟ پیش رو و زیر پایمان، پشت سر و اطرافمان و در افق های دور دست ونزدیک چیست و چه می گذرد؟

بیایید و برگردیم و نگاهی به خویشتن کنیم، به کارها و رفتارمان، به اخلاق و عملکردمان، به آموخته ها و اندوخته هایمان، به حرف ها و نیت هایمان، به هدف ها و آرزوهایمان، به دوستی ها و دشمنی هایمان، به دیده ها و گفته ها و شنیده هایمان، بیاییم در آغاز سال نو، کارنامه مان را باری دیگر مرور کنیم.

هنگام محاسبه

«طی شدن عمر، سب افزوده شدن سن و سال ما نمی گردد، بلکه عمر ما کاهش می یابد و هر روز، قدمی به «خط پایان» نزدیک می شویم و هر لحظه یک گام به انتهای فرصت دنیایی پیش می گذاریم. وقتی یک کشاورز، در فصل برداشت، محصول خود را حساب می کند، من چرا برداشت خود را در مزرعه زندگی حساب نکنم؟ مگر نه این که دنیا مزرعه است و من، دهقان بذر وجودی خویشم؟ پس باید ببینم چه کاشته ام و چه درو می کنم؟

وقتی یک تاجر و کاسب و حتی دست فروش ساده، برای خود حساب سال و دفتر کل و جزء

دارد و سود و زیان و دخل و خرج خویش را می سنجد، چرا من در بازار دنیا، که کالای عمر و متاع فرصت را می دهم، به دستاورد خود نیندیشم و سود و زیان خود را محاسبه نکنم؟»

خبر آمدن گل گل جامه دران بار دگر سر به در آورد وز حال رفیقان گذشته خبر آورد رخساره سروی و خط سبز نگاری است هر لاله و سنبل که سر از خاک برآورد ساقی قدح با ده گلرنگ به چرخ آر چون گل خبر از نغمه مرغ سحر آورد هر گوهر اشکی که دلم داشت نهانی چشمم چو تو را دید روان در نظر آورد از عمر، خیالی به جز این بهره ندارد کاندر قدم یار گرامی به سر آورد

خیالی بخارایی

اشاره

مدت ها بود که ضرورت پرداختن به مباحث و معارف قرآنی را در مجله احساس می کردیم، اگرچه به دلیل هایی موفق به انجام آن نگردیده بودیم. سپاس خداوند را که از هم اکنون به بعد، در بخش مقالات ثابت، مقاله ای با عنوان آشنایی با قرآن تقدیم می گردد. در این بخش، خواهیم کوشید که پس از آشنایی با قرآن، از نگاه قرآن و معصومان علیه السلام و اندیش مندان مسلمان و غیر مسلمان، به تدریج مباحثی را درباره برخی موضوعات قرآنی ارائه دهیم.

آنان تحت نظارت آن حضرت، آیات قرآن را به همان ترتیب که نازل می شد، می نوشتند. در حدود سال بیست و هشت هجری، در عصر خلافت عثمان، این معجزه جاودان الهی، مدوّن شد که با سوره فاتحه آغاز می گردد و با سوره ناس به پایان می رسد و صد و چهارده سوره را در بر می گیرد.

/ 1 نظر / 22 بازدید
فرهاد نورافكن

عالي بود